عزت الله مولايى نيا همدانى

422

نسخ در قرآن ( فارسى )

فريقين در اين مورد در حد تواتر معنوى مىباشد و هيچ يك از اهل سنّت و يا شيعه جز « عبد المتعال جبرى » و جواد موسى عفانه وقوع « نسخ » در حوزهء سنن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را مورد انكار قرار نداده‌اند ، پس مسأله علاوه بر دلايل حديثى متواتر ، اجماعى نيز مىباشد . « 1 » وقوع آن در حوزهء قرآنى ، دلالتى ندارد . دليل نهم : اجماع اجماع همهء ارباب اديان بر وقوع نسخ در حوزهء اديان و اجماع قاطع امت محمدى - صلّى اللّه عليه و آله - بر وقوع « نسخ » در شرايع آسمانى كهن و در قرآن و در احكام شريعت اسلام در همه ادوار اسلام ، از صدر تا الى يومنا هذا و هيچ كس در اين عرصه با مسلمانان مخالفت ننموده است ، جز گروهى اندك و از نظر علمى بىبضاعت و از منظر استدلالهاى عقلى و منطقى بسيار ضعيف و در پذيرش حق و حقيقت و برهان و دليل ، سست و بىرغبت كه با پيش داورى خود ، نخست « پديدهء نسخ » را در قرآن كريم ، انكار كرده و آنگاه براى تثبيت نظريهء انكارى خود در حوزهء قرآن ، سنت ، دين و عقل ، به جستجوى دليل بر آن پرداخته و از آنجا كه قرآن كريم طى آياتى از وقوع آن در قرآن كريم گزارش داده و در خلال آياتش عملا بدين « پديدهء » مترقى و پيشرو در عرصهء تشريعاتش در موارد متعددى پرداخته و سنت قطعى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بين الفريقين ، در حد تواتر معنوى و به صورت يك مسأله مسلم عند المسلمين ، از آن خبر داده و روايات ائمهء اهل بيت عصمت و طهارت - عليهم السلام - در مقام تبيين مرادات قرآن و سنت نبوى از آن پديده با اهميت در قالبهاى گوناگون ، ضمن برشمردن انواع مختلف آيات قرآنى و اقسام احاديث رسيده از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و اينكه چه مقدار از آن حقايق در

--> ( 1 ) در بحث اهميت و لزوم بحث از ناسخ و منسوخ و همچنين در فصل سوم و دوم از بخش اول احاديثى آورديم از جمله سليم از امير المؤمنين ( ع ) گزارش كرده است كه صريح در وقوع نسخ در سنت نبوى ( ص ) بود .